السيد حامد النقوي
3
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
ظاهر نموده كه اين حديث جز از انس از ديگرى مروى نيست حال آنكه سابقا ثابت شد كه اين حديث شريف را سواى انس بن مالك خود جناب امير المؤمنين عليه السلام و عبد اللَّه بن عباس و ابو سعيد خدرى و سفينه و ابو الطفيل و سعد بن أبى وقاص و عمرو بن العاص و يعلى بن مرّة روايت كردهاند و محتمل نشود كه نسبت مخاطبين حديث را بمحض انس بنابر آنست كه اين حديث از انس نسبت به ديگران زيادهتر مرويست نه آنكه سواى انس كسى ديگر آن را روايت نكرده زيرا كه مخاطب بجواب سؤال سائلى كما عرفت سابقا صراحة فرموده كه حديث طير بجميع طرقه و وجوهه مدار آن بر ذات انس بن مالكست و بس پس مثل چنين حديث را كه علاوه بر انس هشت صحابى راوى ان باشند محض روايت انس وانمودن چقدر داد حق پوشى دادنست و بالاتر ازين بايد شفقت كه از مخاطب عماد بسبب كمال احتداد و غليان مواد احقاد اينهم نيامد كه از روايات انس روايتى كامل را ذكر مىكرد بلكه بادنى تامل در عبارت او واضح مىشود كه حضرتش در نقل اين حديث مرتكب قطع و فصل و بتر و فصل عجيب گشته الفاظ عديده مفيده را كه در بسيارى از طرق مرويه از انس واردست بر انداخته خويش را عرضه تعيير و تانيب و لوم و تثريب ساخته و ظاهرست كه از جانب اهل حق طريق مختصر ذكر كردن و طريق كامل را گذاشتن چقدر دلالت بر كتمان حق و فرار از ميدان دارى اهل حق دارد پس أي كاش اگر حضرت او اين روايت را محض روايت انس وا نموده بود طريقى كامل از روايت انس ذكر مىكرد و خويش را بوصمت كتمان و الطاط و فرار و التباط موصوم نمىفرمود سبحان اللَّه مخاطب با انصاف با وصف ادعاى كمال تنقيح و تهذيب كلام اهل حق در تمسك بحديث منزلت از جانب خود كه از راه نهايت تورع آغاز نهاده و حال صدقش در مجلد همان حديث به خوبى دريافتى در ايراد اين حديث چه طرفه دستبردها كه نفرموده بجاى آنكه تواتر و قطعيت صدور آن در تقرير اهل حقّ ذكر نمايد و لو بتعقيبه بالرّد و الانكار از ذكر تكثر طرق انهم دل دزديده بلكه بمزيد كتم حق اين حديث را محض روايت انس وانموده و بر اين مقدار نيز اكتفا نفرموده در روايت انس نيز قطع كلمات و حذف جملات را مرتكب گرديده و از غرائب اين ست كه آنچه مخاطب قمقام از الفاظ حديث نقل فرموده است بترتيبها المعلوم من غير زيادة و لا نقصان الى الحال در كتابى از كتب فريقين به نظر نرسيده است وا عجباه كه مخاطب و الا مقام را با وصف كمال اطلاع عام و تمهّر تام ميسر نشد كه هنگام نقل اين حديث الفاظ آن را با طريقى از طرق اهل حقّ يا اهل سنت مطابقت فرمايد و خويش را عرضه سهام ملام ابداع و اختراع نظام ننمايد درين مقام اگر اتباع آن قمقام عذر آورند كه سبب اين عثرت تقليد كابليست و خود حضرتش را مسند آراى كى مىگذاشت تا زحمت تحقيق و تفتيش بر مىداشت نظر به سهولت متاع كابلى را غنيمت بارده شمرده به كار افادت و افاضت اتباع خويش برده پس اين عذر هم پيشرفتنى نيست زيرا كه عبارت حضرت او در ايراد الفاظ حديث با عبارت كاهلى هم اتّحاد تام ندارد عبارت كابلى متعلق بحديث طير اين ست الرابع ما رواه انس بن مالك انه كان عند النبى صلى اللَّه عليه و سلم طائر قد طبخ له فقال اللَّهمّ ايتنى باحبّ الناس إليك ياكل معى فجاء على فاكله معه و هو باطل لان الخبر موضوع قال الشيخ العلامة امام اهل الحديث شمس الدين ابو عبد اللَّه محمد بن احمد الدمشقى الذهبى فى تلخيصه لقد كنت زمنا طويلا اظنّ ان حديث الطير لم يحسن الحاكم ان يودعه فى مستدركه فلما علقت